جوکهای قدیمی سری 6 تاریخ : یكشنبه، 19 اسفند ماه ، 1386
موضوع : جوكهاي قديمي


 

جوکهای قدیمی سری 6



- يه روز به غضنفر ميگن شما در روز چقدر نون مي خورين؟ ميگه صبح دوتا لواش، ظهر يه تافتون، بعد از ظهر چهارتا سنگك، شب هم سه‌تا باگت! به غضنفر ميگن پس نون بربري چي؟ ميگه پس فكر كردي اينا رو لاي چي مي ذاريم مي خوريم؟

- به حیف نون مي گن يه حديث از يكي از معصومين بگو. مي گه: هبدربدورابودودابودو
مي پرسن اين حديث از كيه ؟ مي گه حضرت علي اصغر !

- نويسنده معروفي مي گويد زن مثل كراوات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد

- از يک دکتر مي پرسن خط وسط قرص براي چيه؟ ميگه که اگر قرص با آب پايين نرفت با پيچگوشتي پايين کنند!!!

تاحالا به اين موضوع فكر كرديد كه چقدر خنگيد؟ نه؟ پس حالا اين سؤالا رو بخونيد تا بفهميد من چي مي گم.

- چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد!

- چرا ناپلئون هميشه يه كمربند قرمز مي بسته؟ براي اينكه شلوارش نياد پايين!

- مي دونيد اگه يه فيل بره بالاي درخت چي مي شه؟ يه فيل از فيلاي روي زمين كم مي شه.

- مي دونيد اگه 2 تا فيل برن بالاي درخت چي مي شه؟ خوب معلومه. درخت مي شكنه!
هنوزم به هوش خودتون اطمينان داريد؟ چند تا از سؤالا رو درست جواب داديد؟

- حیف نون مي خواسته نماز بخونه مي گه: الحمد للله رب العالمين
خدايا سرتو درد نميارم ولا الضالين!

- حیف نون در حال مرگ بوده، پسراشو جمع مي كنه دورش كه نصيحتشون كنه! نفري يه چوب مي ده دست پسرا! به پسرا ميگه بشكونيدش! همه چوب رو مي شكونن! اين بار نفري 2 تا چوب مي ده بهشون. بچه هاش 2 تا رو هم مي شكونن! همين طور پيش ميرن تا مي رسن به جايي كه هر كدوم يه دسته چوب رو يه جا مي شكونن! حیف نون عصباني مي شه! داد ميزنه: اه! جنبه نداريد مي خواستم نصيحتتون كنم!






منبع این مقاله : سرگرمی و تفریح .:.Bia2ma.:.
http://www.bia2ma.com

آدرس این مطلب :
http://www.bia2ma.com/modules.php?name=News&file=article&sid=396