کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 18 دی ماه ، 1387
 
منو موضوعی
 
 جوکهای جدید
 جوکهای قدیمیتر
 جوکهای ارسالی
 ارسال جوک
 
 طنز
 طنزهای ارسالی
 ارسال طنز
 
 چت روم فارسی
 
 فال حافظ
 
 عشق سنج
 
 طالع بینی هندی
 طالع بینی مصری
 طالع بینی نوین
 طالع بینی ازدواج
 
 دستور آشپزی انواع غذاها
 دستور آشپزی (انگلیسی)
 کالری مواد غذایی
 رژيم ( لاغري ، چاقي، اندام )
 تغذیه (وزرشکاران ، زنان ...)
 
 آرایش (مو،پوست،ناخن)
 بهداشت (مو،پوست،ناخن)
 
 دانستنیها
 رازهای موفقیت
 گوناگون
 دانستنیهای ارسالی
 ارسال دانستنیها
 
 اسمهای دختر و پسر
 
 SMS خنده دار
 SMS زیبا و عاشقانه
 SMS های ارسالی
 ارسال SMS
 
 کلیپ
 
 ایران و جهان در چنین روزی
 
 تالار گفتمان
 
 ملودی موبایل
 ملودی SMS موبایل
 
 فوتبال جهان (پخش زنده)
 
 تبلیغات
 
 لینکهای مفید
 تبادل لینک(webmasters)
 لینک دوستان
 زمان و آب و هوا
 نقشه سايت
 معرفی به دوستانتان
 ارتباط با سایت

Live Support

ارتباط مستقیم با ادمینها


پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 491
نظرات : 15

طنز: حسنک کجایی؟
طنز و لطيفه

 

حسنک کجایی؟



گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي...؟

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود. حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند. او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.

موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند. ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد، كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است. كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد. پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد. پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود. او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود. ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت. ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد. ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ي مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد.

به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.

ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 15 اسفند ماه ، 1386 توسط webmaster  چاپ مطلب

 
نام: [ کاربر جدید ]

موضوع:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : bur91nig
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

 
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Bia2ma
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و 21 کشور دیگر جهان با زبان رسمی همان کشور در

Dagensnews.ir
خرید و فروش 
درج آگهی رایگان در اولین پایگاه خرید و فروش در ایران
اتومبیل,املاک,موبایل و ...
IR-agahi.com

تبلیغات در Bia2ma.com

انتخاب ها

 گرفتن پرینت از این مطلب گرفتن پرینت از این مطلب


لینکهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد طنز و لطيفه
· سایر مطالب نوشته شده توسط webmaster


پربازدیدترین مطلب در زمینه طنز و لطيفه:
چگونه جای مناسبی برای کارمند جدید...


امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


صفحه اصلي |  جستجو |  عضویت در سایت |  تبادل لینک (webmasters) |  تبلیغات |  تماس با ما

هرگونه برداشت و کپی از مطالب این سایت(Bia2ma.com) فقط با ذکر منبع امکان پذیر می باشد.

Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By MashhadTeam

(نرم افزار)   Bia2ma - RSS www.Bia2ma.Com