۲١- آیا می دانستید که واژه ی دو قلو و عبارت دو لوکس (De Luxe) هیچ ارتباطی با عدد ۲ (دو) ندارد ؟
واژه ی ترکی دو قلو اسمی مرکب از " دوق " و " لو " است که روی هم همزادها معنی می دهد و هیچ گونه ارتباطی با عدد ۲ (دو) فارسی ندارد که اگر بانویی احیانن سه یا چهار فرزند به دنیا آورد بتوان آنان را سه قلو یا چهار قلو نامید. این کودکان را می توان دوگانه، سه گانه و مانند آن نامید.
در عبارت فرانسوی دو لوکس De Luxe نیز که بسیاری گمان می کنند با عدد ۲ (دو) فارسی ارتباطی دارد و لابد سه لوکس و چهار لوکس آن هم وجود دارد، De حرف اضافه ی ملکی است به معنی " از" ( مانند Of در انگلیسی یا Von در آلمانی ) و Luxe به معنی " تجمل و شکوه " است و دو لوکس به معنی " از نوع تجملاتی " است. یعنی هر چیزی که دولوکس باشد، نه از نوع ساده و معمولی، بلکه از نوع تجملاتی و با شکوه آن است.
۲۲- آیا می دانستید که ما برخی از واژه ها، عبارات و اصطلاحات زبان فارسی را یا نادرست به کار می بریم، یا نادرست می نویسیم و یا نادرست می خوانیم؟
● به کارگیری واژه ها یا اصطلاحات با معنی نادرست
* جمله هایی مانند :
من به او مظنون هستم (می خواهند بگویند: من به او بدگمان هستم)
او در این قضیه ظنین است ( می خواهند بگویند: او در این قضیه مورد شک و گمان قرار دارد)
هر دو نادرست و درست وارونه ی آن درست است.
ظنین صفت فاعلی و به معنی کسی است که به دیگری بدگمان است و مظنون صفت مفعولی و به معنی کسی است که مورد شک و بدگمانی قرار دارد. یعنی صورت درست این جملات می شود:
من به او ظنین هستم .( یعنی من به او بدگمان هستم)
او در این قضیه مظنون است. ( یعنی او در این قضیه مورد شک و گمان قرار دارد)
* مصدر عربی فقدان به معنی گم کردن، گم شدن و از دست دادن است و معنی نبود ندارد و درمورد مرگ و فوت کسی هم باید گفت: در گذشت، یا رخت بر بست.
* یا مثلن می گویند: " کاسه ای زیر نیم کاسه وجود دارد ". در حالی که کاسه هرگز زیر نیم کاسه جای نمی گیرد و در ادبیات هم همیشه گفته اند: زیر کاسه نیم کاسه ای وجود دارد.
* شعر سعدی، یعنی: " بنی آدم اعضای یک پیکرند " را " بنی آدم اعضای یکدیگرند " می گویند.
* علیه در زبان عربی به معنی بر او می باشد و بسیاری از نویسندگان بدون دانستن این معنی، مثلن می نویسند :
بر علیه . . . . مبارزه کنید ! یعنی بر بر او . . . . . مبارزه کنید.
نخست آن که در ادبیات فارسی همیشه به ضد و به خلاف گفته اند که امروز نیز می توان گفت.
دوم آن که در فارسی نه بر علیه چیزی یا کسی مبارزه می کنند و نه به ضد آن. بلکه با چیزی یا کسی می جنگند و پیکار می کنند.
با همین توضیح برای موافقت با چیزی نیز " له آن " حرف می زده اند نه " بر له " آن.
* هنگامی که دانش آموزی در پایان سال تحصیلی در برخی از درس ها نمره ی کافی برای قبولی نمی آورد می گوید در فلان و فلان درس تجدید شدم و یا درباره ی کسی می گویند فلانی امسال تجدید شد. حال آن که این نه خود دانش آموز، بلکه درس های نمره نیاورده است که تجدید می شود و در شهریور ماه باید دوباره جدید شده و از نو امتحان داده شود ، چون این دانش آموزی تجدیدی شده است و باید او را تجدیدی، یعنی دارنده ی درس های تجدید شده نامید.
● غلط های املایی
شست : عدد ۶۰ را باید شست نوشت و با صاد بدعتی است که در این اواخر گذاشته اند.
نیاگان : نیاگ یا نیا به معنی جد است و جمع درست آن نیاگان است نه نیاکان.
غوته: " در آب فرو رفتن " به فارسی " غوتیدن " است که امروز در زبان تاجیک نیز به همین شکل و به همین معنی به کار می رود. از این رو غوطه خوردن، غوطه زدن و غوطه ور همگی نادرست است و باید با تای دو نقطه نوشته شود.
از این گروهند: تپش، تپیدن، غلتیدن؛ غلت زدن، ؛ غلت خوردن؛ غلتک، غلتان.
● غلط های دستوری
استاد: این واژه فارسی است و باید جمع آن را استادان گفت نه اساتید .
مُهر: مهر واژه ای فارسی است و صلاحیت اشتقاق عربی را ندارد و نباید مثلن گفت حکم ممهور شد، بلکه درست آن است که بگویند: حکم مهر کرده شد یا مهر زده شد.
● غلط های واگویی (تلفظی)
پساوند " وَر " در زبان فارسی برای رساندن مالکیت و به معنی " صاحب " و دارنده است. " رنج وَر " به معنی دارنده ی رنج و " مزد وَر " به معنی دارنده ی مزد است. امروزه بر خلاف این قاعده و برخاسته از خط ناتوان عربی که ایرانیان به کار می برند، این واژه ها را به صورت رنجور و مزدور می نویسند که موجب آن گردیده است تا آن ها را به نادرستی با واو " سیرشده " (مانند واو در واژه ی " کور ") تلفظ نمایند.
واژه های دیگر ی نیز مانند دستور ( دست وَر یعنی صاحب مقام، وزیر)، گنجور ( گنج وَر) و شرور (شر وَر) نیز از این گروه است.
برای آشنایی بیش تر با غلط های مشهور زبان فارسی به نوشته ی غلط های مشهور در موضوع شماره ی ۵ نگاه کنید.
۲٣ – آیا می دانستید که برخی از مترجمان ما بدون توجه به توانایی زبان فارسی در واژه سازی و آیین دستوری این زبان و دانستن پیشینه ی تاریخی و اجتماعی بسیاری از واژه ها و عبارات بیگانه، به راحتی از آن ها گَرته برداری کرده و آن ها را نعل به نعل و کلمه به کلمه کپی نموده و وارد زبان فارسی کرده اند؟
گرته برداری ( یا گرده برداری) را می توان چون این تصور کرد که کسی مثلن " زمین خوردن" را با فعل خوردن و " آبرو " را با واژه ی آب از فارسی به زبان دیگری برگرداند زبان فارسی، اکنون سخت آلوده به این گرده برداری ها از واژه ها و عبارات بیگانه است و دیگر کسی درستی یا نادرستی و فارسی بودن یا نبودن این گونه واژه ها و عبارات را که همه روزه و در همه ی زمینه ها بر زبان ها جاری است در نمی یابد. به نمونه هایی از این واژه ها و عبارات نگاه کنید:
آسمان خراش که برگردان sky scraper در انگلیسی می باشد
راه آهن که که برگردان تحت الفظی از rail way در انگلیسی یا Eisenbahn در آلمانی است ( و دست کم بایستی راهِ آهنی می بود).
نقطه نظر که برگردان point of view در انگلیسی و Gesichtspunktدر آلمانی است ( که در فارسی برای آن دیدگاه وجود دارد)،
شرایط در معنی ِ اوضاع که در انگلیسی و فرانسوی Conditions در دو معنی شرط ها (شرایط) و اوضاع می باشد)، سیب زمینی که برگردان عبارت فرانسوی Pomme de Terre است
هوا به هوا ( مانند موشک های هوا به هوا) از عبارت انگلیسی aie to air
تاریخ تولد که برگردان date of birth در انگلیسی وGeburtsdatum در آلمانی می باشد.
بازار سیاه که همان black market در انگلیسی و Schwarzmarktدر آلمانی است.
دیر یا زود که در انگلیسی sooner ot later و در آلمانی früher oder später گفته می شود.
دوش گرفتن ( در انگلیسی take a shower و در آلمانی eine Dusche nehmen)،
روی کسی حساب کردن (در آلمانی: Auf jemanden rechnen، در انگلیسی: count on somebody)،
نقش بازی کردن (در آلمانی: eine Rolle spielen)،
ارزش نهادن بر چیزی ( به معنی یه چیزی بها دادن) (در آلمانی Wert auf etwas legen، در انگلیسی set great store by something)،
به اجرا گذاشتن (در انگلیسی put into effect ، در آلمانی in Kraft setzen ).
همچنین نگاه کنید به ... ( در آلمانی: siehe auch . . . ، در انگلیسی: also see . . . )،
درس گرفتن ( در انگلیسی take a lesson ، در آلمانی einen Unterricht nehmen)،
کسی را فهمیدن ( به معنی حرف کسی را متوجه شدن) در انگلیسی understand somebody و در آلمانی jemanden verstehen ،
خود را روی چیزی متمرکز کردن که در انگلیسی concentrate (up)on something و در آلمانی sich auf etwas konzentrieren گفته می شود.
حمام آفتاب گرفتن که برگردان ein Sonnenbad nehmen در آلمانی و sunbathe در انگلیسی است
لطفی کردن که در انگلیسی do a favour و در آلمانی einen Gefallen tun گفته می شود.
تاکسی گرفتن که در انگلیسی catch a taxi و در آلمانی (sich) ein Taxi nehmen گفته می شود.
و نمونه های بسیار فراوان دیگر.
۲۴- آیا می دانستید که نزدیک به تمامی مردم ایران از نام اصلی بزرگ ترین شاعر میهنی ایران و افتخار جاودان ایرانیان و زبان پارسی بی خبرند و او را با نامی خطاب می کنند که آمیخته ای از عنوان، لقب، تخلص و نسبت زادگاه این شاعر بزرگ است؟
حسن که در سال ٣۲۹ هجری قمری از پدری دهقان با نام « علی» در روستای« باژ» در نزدیکی شهر طوس خراسان به دنیا آمد، تا پیش از به دنیا آمدن پسرش قاسم ، به « حسن ابن علی» شناخته می شد. بعد ها با به دنیا آمدن پسرش قاسم، لقب ابوالقاسم ( پدر قاسم) گرفت و سپس با برگزیدن نام هنری و تخلص فردوسی به سرودن بزرگ ترین سند زنده بودن زبان پارسی و یاد نیاگان ایرانی، یعنی شاهنامه پرداخت.
حسن (یا حسن این علی) امروز با نام حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی که به ترتیب عنوان، لقب، تخلص و نسبت زادگاه این شاعر یزرگ ایران است در قلب هر ایرانی جایگاهی ابدی یافته است.
۲۵ – آیا می دانستید که امروز حتا پس از گذشت ١۴ سده هنوز مردمانی در ایران به زبان پهلوی با یکدیگر گفت و گو می کنند ؟
در ١۵۰ کیلومتری غرب شهر کرمانشاه و در قلب کوه های دالاهو، در منطقه ای که آن را ریژاو می خوانند روستایی دور افتاده ، کوچک و بسیار زیبا با نام زرده وجود دارد که در دل خود رازی شگفت آور را پنهان نموده است و آن سخن گفتن مردم آن به زبان پهلوی ساسانی می باشد
روستای زرده از یک سو به کوهی صخره ای تکیه داده است و از سویی دیگر به " دیوار ستبر یزدگرد" و " قلعه ی عظیم ساسانی" محدود می گردد. جمعیت آن تنها۴۵۰ تن است و در میان آن همه روستا در آن منطقه،تنها اهالی این روستا می توانند به زبان کهن سخن بگویند واین خود بر شگفتگی ناظران می افزاید.
از فراز کوه بلند ِ صخره ای، در آن جا که مقبره ی بابا یادگار قرار دارد و در میان انبوهی از درختان سرو ِ کهن سال، آب چشمه ای خروشان و زلال به سمت روستای زرده جاریست که در کنار آن به هر ایرانی میهن دوست احساسی عجیب همراه با دل تنگی از آن زبان و تاریخ کهن دست می دهد.
۲۶- آیا می دانستید که بسیاری از فارسی زبانان انبوهی از واژه های زبان فارسی را ، نه یک واژه ی ترکیبی، بلکه یک واژه ی یک بخشی و مستقل می دانند ؟
علم اتیمولوژی Etymology (علم کالبد شکافی، اشتقاق و شناسایی واژه ها) در آموزش زبان فارسی جایگاهی بسیار کم بها دارد و در هیچ دوره ای به آموزندگان ما توجه به ریشه و بنیاد واژه ها آموخته نمی شود . بسیاری از دانش آموزان ما با بسیاری از واژه ها و عبارات آشنا می شوند، اما حتا در دانشگاه هم نمی توانند اجزای این واژه ها را معنی کنند. باید گفت که زبان فارسی هنوز گام نخستین را نیز در کاربرد این علم در آموزش زبان برنداشته است .
مثلن بسیاری از دانش آموزان ما از سال نخست دبستان با بی هوده به شکل بیهوده آشنا هستند و آن را واژه ای مستقل می انگارند. در حالی که این واژه از ترکیب بی (= حرف نفی ) و هوده = سود و فایده ) ساخته شده است و دارای معنی بدون سود و فایده می باشد.
با کلمه ی خورشید از خور (= سوراخ، گودال) و شید ( = نور ).
و یا کلمه ی زمستان از زم ( = سرما ) و ستان ( = پساوند مکان و کیفیت ).
بسیاری معنی منجلاب را می دانند ولی با واژه ی منجل (= گیاه در هم پیچیده ) آشنایی ندارند
و واژه ی بسیار زیبای نود ( = آوا، ناله ) که در ترکیباتی مانند خوشنود و بهنود هست، گویی به خاک سپرده شده است.
واژه ی نازک نه یک واژه ی یک بخشی و مستقل، بلکه ترکیبی است از نا ( = حرف نفی ) و زُ ک (= ضخیم و کلفت )،
ارسال شده در مورخه : شنبه، 11 اسفند ماه ، 1386 توسط webmaster 