فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
نظرسنجی
جوكهای جديد سری 49
جوكهای جديد سری 49
از حیف نون می پرسن نظرت راجع به زلزله چیه؟ می گه طرح خوبیه، تکان دهنده است!
حیف نون به سن بلوغ می رسه، دم در میاره!
اصفهانیه ماشین می خره، می ده تا براش جلدش کنند.
حیف نون می ره خونه، می بینه یکی دیگه کنار زنش خوابیده، می گه این قدر بدم میاد بعضی ها ادای منو در میارن!
سربرگ انشای حیف نون: "به نام خدایی که هرچه می کشیم از اوست"!
حیف نون اول محرم پشت ماشینش می نویسه: "خیلی از دستت دلخورم یزید!"
این یکی به اون یکی دو تا انگشت نشون می ده، می گه: این چند تاست؟ اون یکی می گه: کدوم یکی؟!
زن و شوهری داشتن با هم دعوا می کردند، شوهر می گه: من فقط به خاطر این که بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم. زنه می گه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
یه نفر در کندوی عسل رو بر می داره، می بینه یه زنبوره می گه اِهم!
حیف نون منچ بازی می کنه، مار نیشش می زنه!
یک روز حیف نون می ره نارنگی بخره، اسم نارنگی یادش نمی یاد. بعد می گه: "آقا به من 2 کیلو پرتقال کم باد بده!"
زنی بچه به بغل سوار اتوبوس شد. راننده اتوبوس گفت: "بچه ی شما زشت ترین بچه ای است که در عمر دیده ام." به زن خیلی برمی خورد. زن به مسافری که در کنار او نشسته است می گوید: "شنیدید راننده چه توهینی به من کرد؟" مسافر می گوید: "این میمون رو بده به من، برو پیش رئیس اتوبوسرانی ازش شکایت کن!"
ارسال شده در مورخه : یكشنبه، 25 مهر ماه ، 1389 توسط webmaster
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند . برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .