فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
نظرسنجی
جوكهای جديد سری 50
جوكهای جديد سری 50
حیف نون ساعت نه شب که می شه سطل آشغال ویندوزش رو خالی می کنه!
به حیف نون می گن: اسم دکترت چیه؟ می گه: ترابی. می گن: اسم کوچیکش چیه؟ می گه: فیزیو!
مادر پسره براش می ره خواستگاری، پدر دختر می پرسه: خوب پسرتون چه کاره هست؟ مادره می گه: پسرم دیپلماته. پدر دختر می گه: اوه چه عالی! یعنی چه کار می کنه؟ مادره می گه: یعنی از وقتی پسرم دیپلمش رو گرفته، همین طوری ماته!
حیف نون تراکتور می خره، بلد نیست خاموشش کنه، می بنددش به درخت!
چک نوشتن حیف نون: 231000 ریال معادل دو سه هزار تومان.
حیف نون یتیم خونه افتتاح می کنه، روز اول، جلسه اولیا و مربیان می ذاره!
حیف نون می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن می گه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!
آبادانیه یه پنجاه تومانی تقلبی چاپ می كنه، لو میره، می گیرندش... آبادانیه می گه از کجا فهمیدین کار منه؟ می گن: آخه کنار در دانشگاه تهران سمبوسه فروشی کجا بوده؟!
حیف نون باباش می میره. بهش می گن مراسم نمی گیری؟ می گه: نه، به جاش می ریم مشهد!
حیف نون می ره خارج، یه موتور می دزده. صاحبش داد می زنه !No !No حیف نون می گه: نو یا کهنه، من بردمش!
حیف نون می خواسته بره شهرک آزمایش برای امتحان رانندگی، صبح ناشتا می ره!
به حیف نون می گن تا حالا معجزه دیدی؟ می گه آره، رفتم بانک در به اذن خدا باز شد!
حیف نون پاش درد می کرده، استامینوفن می اندازه تو جورابش محکم می بنده!
یه روز حیف نون با نیسانش می ره تو یه مغازه! وقتی افسر میاد تا کروکی تصادف رو بکشه، اونو می کشه یه گوشه و بهش می گه: 25000تومن می دم، توی کروکی بنویس مقصر مغازه بوده!
حیف نون آشغال میره تو چشماش سر ساعت 9 می نشینه دم در!
حیف نون زنگ می زنه به مخابرات می گه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش!
حیف نون از همسرش می پرسه: از ازدواج با من مثل سگ پشیمونی یا مثل خر کیف می کنی؟
از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟ "سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز" می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید... می گن اسم شاعر توی خود شعر هست. می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!
تابلو جدید راهنمایی و رانندگی: جاده حیف نون دارد، خطر پرتاب سنگ!
سه تا تهرونی رفته بودن اصفهان به قصد این که اصفهانی ها رو دست بیاندازند. یه هفته سعی کردن ولی نتونستند. روز آخر وقتی داشتند بر می گشتن تهران، کنار یه توالت عمومی که چند تا اصفهانی هم نزدیکش ایستاده بودن توقف کردند. یکیشون گفت: اکبر! ما یه بدهی هم به این اصفهانی ها داریم، بدیم و بریم... رفت توی توالت و... اومد بیرون و همین طور که داشت لباسش رو مرتب می کرد گفت: ما بدهی مون رو دادیم. یکی از اصفهانی ها اومد جلو گفت ببخشید، شما بابت این بدهیتون، چکی، سفته ای، کاغذی، امضایی، مدرکی چیزی پیش اصفهانی ها داشتید؟ تهرونیه گفت: نه. اصفهانیه گفت: پس می تونستید بخورید و ندید!
معلم: بگو ببینم، اگه توی خیابون یه نفر یه حیوانی رو گرفته و داره می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟ شاگرد: آقا اجازه، حس برادری!
یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره! کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: "دو تا آجر"!
حیف نون می میره، قحطی جوک میاد!
زوجی بر سر یک چاه آرزو رفتند، مرد خم شد، آرزویی کرد و یک سکه به داخل چاه انداخت. زن هم تصمیم گرفت آرزویی کند ولی زیادی خم شد و ناگهان به داخل چاه پرت شد. مرد چند لحظه ای بهت زده شد بعد لبخندی زد و گفت: "این چاه واقعا کار می کنه!"
آقای دست و دلباز بعد از بیست سال می ره مغازه کفش فروشی می گه: "ما باز هم مزاحم شدیم!"
حیف نون هنوز در گیره که چرا خواهرش دو تا برادر داره، خودش یکی!
حیف نون تو اتوبوس کبریت می خواسته، به بغل دستیش می گه: - اسمت چیه؟ - همایون. - به به، شغلت چیه؟ - زنبوردار. - به به، کجا می ری؟ - اهواز. - عجب جایی! کبریت داری؟ - نه. - نه و نکمه! با اون اسمت، پدرسگ پشه باز، تو این گرما سگ می ره اهواز که تو می رى؟
خدا بعد از آفریدن حیف نون خندید! چون حیف نون تا نیم ساعت به خدا می گفت: مامان!
یه آقایی می ره هارد بخره می گه هارد ۳۲۰ می خوام. حیف نون هارد ۱۶۰ واسش میاره. آقاهه می گه: گفتم ۳۲۰. حیف نون می گه ناراحت نشو، جنسش خوبه جا باز می کنه.
یه روز یه پسره به دختره می گه با من ازدواج می کنی؟ دختره می گه نه! و پسر یک عمر با خوبی و خوشی زندگی می کنه!
حیف نون خوابیده بوده، میان بیدارش کنن می بینن پین کد (Pin Code) می خواد!
به حیف نون یه انگشت نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه یکی. بعد ده تا انگشت بهش نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه: وای! چقدر یک!
حیف نون از کنار جن رد می شه جن می گه بسم الله این چی بود؟
تركه خرش می میره، مردم می گن بریم برای شوخی بهش تسلیت بگیم. وقتی می رن تركه می گه: اصلا فكر نمی كردم خر من این همه فامیل داشته باشه!
صبح زلزله حیف نون و دوستش رسیدند به هم. حیف نون گفت: دیشب زلزله بیدار بودی؟ دوستش گفت: نه، صبح فهمیدم. حیف نون گفت: توی روزنامه خوندی یا رادیو گفت؟ دوستش گفت: نه، یه هزاری تو جیبم بود، صبح دیدم پول خورده!
اگه گفتین حیف نون به قرمز کم رنگ چی می گه؟ قرمز آسمانی!
علت سقوط هواپیمای ارومیه معلوم شد... خلبان ترکی بلد نبوده، برج مراقبت می گفته: بیابان ده! (یعنی بیابان است)... ولی خلبان فکر کرده برج می گه: بیا... بانده
هواپیمایی با 140 مسافر در حال پرواز بود. ناگهان صدایی از بلندگو گفت: من کاپیتان هستم، متاسفانه بال سمت راست هواپیما آتش گرفته و شما می تونید از پنجره ببینید، ولی نگران نباشید... و متاسفانه همین الان بال سمت چپ هم آتش گرفت. همه نگاه کردند دیدند بال سمت چپ هم داره می سوزه. مدتی بعد خلبان دوباره گفت: سکان هواپیما هم آتش گرفته، شما نمی تونید ببینید ولی ما داریم تلاشمون رو می کنیم. اگر شما به زیر پاتون نگاه کنید حفره هایی رو می بینید... همه نگاه کردند دیدند کف هواپیما سوراخ سوراخ شده. خلبان ادامه داد: و از داخل این حفره ها قایق نجاتی رو داخل اقیانوس می تونید ببینید. من از داخل این قایق دارم با شما صحبت می کنم!
حیف نون قهرمان شنا می شه، ازش می پرسند: از کجا شروع کردی؟ می گه: از زمین خاکی!
وقتی خدا داشت شوهر را خلق می کرد، به زنان قول داد که شوهر خوب و ایده آل در هر گوشه از جهان یافت خواهد شد... سپس زمین را گرد آفرید!
ارسال شده در مورخه : شنبه، 14 اسفند ماه ، 1389 توسط webmaster
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند . برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .