فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
نظرسنجی
جوكهاي جديد سري 23
جوكهاي جديد سري 23
مي دونيد چرا در بعضي جاها در مراسم عروسی داماد رو روي اسب مينشونند؟ خب واسه اين كه آخرين شانس فرار رو هم به اون داده باشند!
آقاي دست و دلباز داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد مي شده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم.
حيف نون ميره نانوايي، نانوا ميگه هر کسي اومد بگو پشت سرت نايستد، نون نمي رسه. حيف نون هم هر کي مي اومده مي گفته بيا جلوي من بايست، پشت سرم نون نميرسه!
به حیف نون ميگن با سرعت جمله بساز ميگه ويـــــــــــــــــژ
مهمه كه بتوني دختري رو پيدا كني كه باباش پولدار باشه، دختري كه خوش تيپ باشه، دختري كه دوستت داشته باشه... ولي مهم تر از همه اينه كه اين 3 تا دختر نبايد همديگر رو بشناسن!
عبود و جاسم ميرن توالت عمومي، عبود از اين دستشويي باد صدادار مي ده، جاسم از اون دستشويي! يک دفعه عبود داد مي زنه مي گه جاسم! عزيزم! اومدي دستشويي يا اومدي با من بحث کني؟
حيف نون مسجد مي سازه، هيچ كس نمي رفته اونجا نماز بخونه. يه تابلو مي زنه روش مي نويسه: نماز صبح يك ركعت، خوابيده، با شير و كيك، همه روزه از ساعت 8 تا 10 صبح!
یه نفر تو خيابون 2 ساعت داد مي زنه: اين ماشين نوک مدادي مال کيه مي خوام رد شم؟ مدتي بعد صاحب ماشين مياد. طرف ميگه کجايي 2 ساعت دارم داد مي زنم؟ يارو جواب مي ده اين ماشين که قرمزه! یارو مي گه مگه نوک مداد قرمز نمي شه؟
گرگه مي ره خونه شنگول، منگول و حبه انگور. در مي زنه و مي گه: شنگول، منگول، حبه انگور، در رو باز کنين، منم، مادرتون. پينوکيو در رو باز مي کنه و مي گه: ببخشين از اينجا رفتن
حیف نون به زنش مي گه: برو مهرت رو بذار اجرا خونه بخريم!
حيف نون داشته يكي رو بدجور ميزده و هي داد ميزده كمك كمك! بهش ميگن بابا تو كه داري اينو مي زني، تو چرا كمك ميخواي؟ ميگه آخه اين گفته اگه بلند شم لهت مي كنم!
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 21 اسفند ماه ، 1386 توسط webmaster
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند . برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .