فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
نظرسنجی
جوكهاي جديد سري 36
جوكهاي جديد سري 36
قاضی به متهم: آیا شما یک صندلی به طرف خانمتان پرت کرده اید؟ متهم: بله قربان قاضی: آیا شما از این عمل خودتان پشیمان و متاسف هستید؟ متهم: البته که متاسف و پشیمانم، صندلیه نسبتاًً نو بود
حیف نون اسم پيغمبر(ص) يادش ميره، ميگه: بر جمال پاك پدر خانم حضرت علي(ع) صلوات!
حیف نون داشته دعا مي كرده: خدایا! يه وانت نیسان بهم بده. و این جمله رو تکرار می کرده. . بعد می شنوه که یک نفر دیگه هم از اون طرف می گه: خدایا يه هزار توماني بهم بده، اونم همیجوری داشته اینو تکرار می کرده. حیف نون دیگه خیلی عصباني مي شه، می گه: بابا بیا اين هزار تومان رو بگير برو، بزار حواسش به ما باشه
به ترکه مي گن تا حالا گول خوردي؟ ميگه آدم که گول نمي خوره! گول آدمو مي خوره!
دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی می گه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم. دومی میگه: همش همین؟ اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می شه؟ دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟
يك روز دو تا آباداني واسه هم خالي مي بستند. اولي ميگه: ما يه كوه كنار خونه مون داريم كه هر وقت مي گيم جاسم، دو سه بار ميگه جاسم.... جاسم.... جاسم.... دومي ميگه: اين كه چيزي نيست، ما يه كوه داريم كنار خونه مون كه هر وقت مي گيم جاسم، ميگه: كدوم جاسم؟
یه مامور سرشماری تو آبادان میره در یک خونه در میزنه، بچه آبادانیه با یه عینک ریبن به چشمش میاد دم در. یارو می گه: من اومدم برای سرشماری. بچه میگه: کا سرشماری دیگه چیه؟ یارو می گه: بچه جون برو بگو بزرگترت بیاد. بچه میره تو یکی دیگه میاد. اونم نمی دونه سرشماری یعنی چی. میره یکی دیگه میاد. خلاصه چندتا شون میان و میرن، و هیچ کدوم نمی دونن سرشماری یعنی چی، یارو ماموره شاکی میشه می گه: بابا! بگو اصلا همه بیان دم در. آبادانیه می گه: نمی شه. ماموره می گه: چرا؟ آبادانیه می گه: کا، بجون تو هیچ راهی نداره. ماموره می گه: آخه چرا؟ آبادانیه می گه: کا، آخه ما یه ریبن بیشتر نداریم!
زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن. مرد:... حق با توست، چون عقل من سر جاشه!
حیف نون رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز میه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک چیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. حیف نون می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمی شه، می گه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته
حیف نون به دکتر خانوادگیشون زنگ می زنه می گه: حال پدرم خوب نیست بیاین و نگاهی بهش بکنید. دکتره میگه: من پرونده بابای شما رو خوب خوندم و می دونم باباتون کاملا سالمه فقط خیال می کنه که مریضه اصلا جای نگرانی نیست. بعد از یک هفته دکتره زنگ می زنه به حیف نون تا حال پدرش رو بپرسه. می گه: خوب، حال پدرت چه طوره؟ حیف نون میگه: والا نمی دونم، فقط از دیروز تا حالا خیال می کنه که مرده!
پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن. دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم. پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم
حیف نون دو تا چراغ قرمز رو رد می کنه. پلیس نگهش می داره، ازش می پرسه چرا پشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟ حیف نون می گه من از یه نفر آدرس پرسیدم، گفت چراغ اولو رد می کنی، چراغ دومو رد می کنی، رسیدی چراغ سوم می پیچی دست راست!
زن از شوهرش ميپرسه: عزيزم، تو منو دوست داري؟ مرد ميگه: خوب معلومه عزيزم، اگه دوست نداشتم، چطور مي تونستم هر شب بيام خونه پيشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟
ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 21 اسفند ماه ، 1386 توسط webmaster
بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند . برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .